تبليغاتX
.

.

چشم فرزاد فداي همه چشم چران هاي شهر...

كنارخيابان شريعتي چند موتور سوار دارند دختري را به زور سوار مي كنند كه روحاني جواني براي كمك به دخترك، به سمت آنان مي رود تا مانع شود. شيشه نوشابه اي خرد مي شود و چشم راست فرزاد را مي درد...پزشك مي گويد چشم او تخليه مي شود.روحاني جوان قبل از بيهوشي مي گويد:الحمدلله به قيمت يك چشم موفق شديم ناموس مردم را نجات دهيم.

چشم تو فداي همه چشم چرانهاي شهر، فداي همه جوانهايي كه كنار كهف الشهدا با دوست دخترشان برف بازي مي كنند، فداي چشماني كه سر كوچه ها نشسته اند در انتظار شكار، فداي چشم هيز كارمنداني كه دنبال صيد ارباب رجوع بي سرپرست و جوانند، فداي چشم مديراني كه به زمينها و امكانات و مزاياي پستشان دوخته شده، فداي چشم دختراني كه براي سوار شدن ماشينهاي گران قيمت و گردنبند طلايي كه شايد سر ميز شام از دوست پسرشان هديه بگيرند، همه كار مي كنند....و فداي انتخاب آنهايي كه پا روي دوش تو مي گذارند تا رئيس شوند و آن وقت ترجيح مي دهند براي جلب آراي خاكستري حتي چشم تخليه شده تو راببينند...

و چه خوب گفت رهبرت كه اگر جوانان امروز، بهتر از جوانان ابتداي انقلاب نباشند، كمتر از آنان نيستند.لياقت چشمان زيباي محمد ابراهيم همت هم كمتر از اين نبود كه با گلوله ي صدام متلاشي شود و حالا بعد از 30 سال، چشمان توست كه لياقتي كمتر از آن ندارد كه با تيرهاي دجال هاي آهني پشت بام هاي تهران خوني شود. خوشا به حالت؛ انگار تنها ايستادي پاي خيمه هاي حسين و يك تنه مانع شدي تا هتاكان، ناموس شيعه را بدرند تا تيرحرمله صفتان بر چشمانت نشست مثل عباس...

قيمت اين چشم نجات آن دختر نبود كه راحت از آن مي گويي.اين چشم وظيفه داشت سالها به صورت همسرت خيره مي شود و با نگاه رضايت، دل فرزندت را از نمرات خردادش آرام كند.چشمت را ارزان فروختي به چشم چراني چند جوان و شهوت بارگي دختري كنار خيابان.

حيف آن چشم كه مي توانست غض بصر و حيا را بياموزد و حالا زير تيغ همانهايي است كه برايشان ظهر ها نماز مي خواندي...

چشم آقاياني روشن كه حاضرند رودخانه روشني كه از چشمت بر كف اورژانس بيمارستان روان شده را ببينند و باز هم در آستانه انتخابات بنشينند و چشم بدوزند به دوربين تلوزيون و بگويند: من از ابتدا با گشت ارشاد مخالف بودم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

نامه جمعی از شیعیان بحرین به رهبر انقلاب

جمعی از شیعیان بحرین در نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشتند: از شما درخواست می‌کنیم برایمان نزد خدا دعا کنید زیرا اطمینان به استجابت آن داریم/ ما در رنج و عذابیم و جز مقاومت و آمادگی برای شهادت چیزی نداریم.

به گزارش  نسیم به نقل از شیعه آنلاین، متن کامل نامه جمعی از شیعیان بحرین به رهبر معظم انقلاب به این شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرّحیم
محضر مبارک ولی امر مسلمین جهان
حضرت آیت‌ الله العظمی سید علی خامنه ‌ای (مدظله العالی)
سلام علیکم ..

با سلام و صلوات بر خاتم أنبیاء محمد مصطفی (ص)،‌ او که پیامبر بود و از ایشان رسالت بر دوش داشتن را آموختیم، بر علی (ع) که از ایشان عدالت وار بودن را یاد گرفتیم، بر سیده دو عالم که در ایشان ولایتمداری را یافتیم، بر سبْطیْ شباب اهل الجنّة که از ایشان صبر و فرهنگ سرخ شهادت را به ارث بردیم، ‌بر ائمّه‌ طاهرین علیهم‌ السّلام که از ایشان جهاد در راه حقّ را آموختیم و بر تک سوار آخر الزّمان (عج) که از ایشان انتظار اصلاح را به تعلم نشستیم.

سلام ما بر آن امامی که در عرصه‌ی تاریک تاخت و تاز طاغوتیان قیام نمود و درود فراوان بر حضرتعالی که پرچمدار فعلی انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین جهان هستید.

ما گروهی از شیعیان بحرین هستیم که از حضرتعالی تقلید می کنیم و سیرت و سنت جنابعالی برای ما حجت است. واقعیت این است که اکنون از ظلم و ستم آل خلیفه نزد جنابعالی شکایت می کنیم. فشار بر ما سنگین شده به حدی که برادران و خواهران و عائله ما را در مقابل چشممان می کشند، فریادرسی کمک نمی کند ما را. اجتماع می کنیم برای رضای خدا و در راه عزت مسلمین و شیعیان اما کشته می شویم.
از شما درخواست می کنیم برایمان نزد خدا دعا کنید زیرا اطمینان به استجابت آن داریم. و در ثانی کوچک تر از آنیم که درخواستی کنیم، مع ذلک رنج این آلام و مصیبت ها را که از طرف ما را احاطه کرده، جز با حضرتعالی با چه کسی در میان بگذاریم؟! هر طور که صلاح می دانید ما مقلدان و فرزندان خود در بحرین را یاری دهید. سخنرانی عربی جنابعالی در خصوص انقلاب مصر، برادران مصری ما را منصور گردانید و موجب توفیق و نصرت آنان شد، ما نیز در رنج و عذابیم و جز مقاومت و آمادگی برای شهادت چیزی نداریم و خداوند متعال فتح و نصرت را مسئلت می کنیم.. والنصر قادم إنشاءالله
جمعی از مقلدان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در بحرین
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

وقتی که میرحسین پدرش را زالو صفت می دانست

میر اسماعیل موسوی پدر میر حسین موسوی که چندی پیش در بستر بیماری بود، چهارشنبه ۱۰ فروردین ماه ۹۰ در سن ۹۷ سالگی دارفانی را وداع گفت. جالب آن بود که چند روز گذشته، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با وی دیدار و عیادت کرده بودند، با این حال فرزندان موسوی تلاش کردند علت مرگ وی را نبودن موسوی و رهنورد کنار وی اعلام کنند. در همین رابطه سایت‌های ضد انقلاب و منتسب به جریان فتنه با سوء استفاده از فوت حاج میراسماعیل موسوی فوت نام برده را سیاسی کرده و برای تحقق اهداف خود از هواداران موسوی برای ایجاد شورش و آشوب دعوت به عمل آوردند. 

اما نکته‌ای شاید به آن کمتر توجه شد آن بود که اصولا میرحسین موسوی نه تنها افکار پدرش را قبول نداشت، بلکه منطق اورا زالوصفتی می‌پنداشت. قضای روزگار است که اکنون این پیرمرد انقلابی دار فانی را وداع گفته است، مراسم خاکسپاری و ترحیم او دستاویز کسانی می‌گردد که او روزگاری «زالوصفت»  می‌نامیدند.

حاج میر اسماعیل موسوی، پدر میر حسین موسوی درگذشت

اما سند این ادعا که موسوی این چنین در مورد پدر خود می‌اندیشید:

آیت الله مهدوی کنی رئیس کنونی مجلس خبرگان رهبری و وزیر کشور دولت شهید رجایی در کتاب خاطرات خود در مورد میر حسین موسوی می‌گوید:

«دولت آقای موسوی دولت سالاری را در مسائل اقتصادی عملا ترجیح می‌داد و این سیاست تنها به خاطر جنگ نبود بلکه اصلا سبک تفکر ایشان این طور بود... بعضی‌ها می‌گفتند که حالا موقع جنگ است و دولت باید همه چیز را قبضه کند و از اینجا بود که کوپن و از این چیزها به وجود آمد. بالاخره در جنگ همه می‌پذیرفتند که اگر ما بخواهیم مواد غذایی به همه برسد دولت دخالت کند. این را همه قبول داشتند اما برداشت ما این بود که آقای موسوی می‌خواهد کلا دولت در تمام امور اقتصادی حضور داشته باشد و ما این را قبول نداشتیم. آن‌ها ما را طرفدار سرمایه داران می‌شمردند و اسلام ما را اسلام آمریکایی می‌دانستند و این حرف معمول همین طرز تفکر بود که با با چپ گرایی مخالف بودیم. ما می‌گفتیم دولت نباید در اقتصاد همه چیز را قبضه کند اما آقایان در مقام تحلیل و تفسیر می‌گفتند که شما طرفدار اقتصاد سرمایه داری هستید، اما واقعیت این نبود که ما طرفدار سرمایه دارها باشیم بلکه ما می‌گفتیم که مدیریت اقتصاد باید به دست مردم باشد و دولت نظارت کند ولی آن‌ها می‌گفتند باید دست سرمایه داران را کوتاه کرد.

در زمانی خود بنده با آقای میر حسین موسوی – نخست وزیر وقت- همین بحث‌ها را مطرح کردم. ایشان گفت آقای مهدوی! پدر من بازاری است! چای فروش است، آدم خوبی هم هست ولی اصلا خصلت بازاری‌ها خصلت زالوصفتی است. و من با آن‌ها مخالفم، این‌ها زالو صفت هستند، ما باید کاری بکنیم که دست زالو صفت‌ها از اقتصاد کشور قطع شود. بنده می‌گفتم آقای موسوی! من هم قبول دارم بعضی‌ها زالوصفت هستند اما بحث این است که عقل اقتصادی اقتضا می‌کند برای اصلاح مسائل اقتصادی به گونه‌ای رفتار کنیم که سرمایه‌ها در مسیر تولید و اشتغال قرار گیرد.».*

*خاطرات آیت الله مهدوی کنی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحات 322 و 326

لینک مرتبط: متن خاطرات آیت الله مهدوی کنی

 بازتاب همین یادداشت:

عصر امروز- وقتی میرحسین پدرش را "زالو صفت "دانست

پنهان ینوز- وقتی که میرحسین پدرش را زالو صفت می دانست

عماریون- میرحسین پدرش را زالو صفت می دانست

البرزنیوز- نظر عجیب میرحسین موسوی درباره پدرش

بولتن نیوز- وقتی میرحسین پدرش را زالو صفت می دانست

محرمانه نیوز- میرحسین پدرش را زالو صفت می دانست

مر کز اسناد انقلاب اسلامی- موسوی: پدر من بازاری است و خصلت بازاری‌ها زالو صفتی است!

خبرگزاری دانشجو- میرحسین موسوی منطق پدرش را زالوصفتی می‌پنداشت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

افهم یا شیخ افهم...

تو پشیمان می شوی

و گریه خواهی کرد

روزی که دیر شده ست

به میر... افهم هم نخواهم گفت

که دیر شده ست برایش...

افهم! یا شیخ افهم...

 

نه مصریان به خانه باز نمی گردند

که خانه تمامی آنان میدان التحریر است

بمبی به نام فیس بوک گذاشتند 

خنثی شد

بمبی به نام تویتر

ترکید

بمبی به نام تو  و میر

 بمبی به نام 25 بهمن

ترکیدید

 در سطل آشغال!

حالا دنبال بمب های دیگرند

اما  دوستان محمد عبده

و جمال عبدالناصر

و خالد اسلامبولی

نیاز به فیس بوک ندارند

و مصر

بدون اینترنت هم اموراتش را می گذراند

و بی نیاز به شیخ فضول و میر ذلول

همچنان که غزه و لبنان

با آن شعار مبارک پسندتان تا حال

ایستاد

و حال شان را گرفت

و مصر

هیچ نیازی به شیخ فتنه گر ندارد

خلاف رای شما

 مصر به انقلاب ایران افتخار کرد

 آقای سید ابراهام السلطنه

آقای اسرائیل زاده

آقای محملباف

صدای مرا دارید؟  

و از شجاعت ایران تعریف کرد

حتی گفت امام خامنه ای

اما نگفت خرت به چند شیخ بیسوات

دیدی

خلاف رای شما

نصرالله تنها با یک سخنرانی

 اشک سعد حریری را درآورد

و سارکوزی و شما را

سرجایش نشاند.

حالا در مصر

تنها باید لانه خرس و زنبور اشغال شود

وگرنه دستگاه های جاسوسی

کارشان را می کنند

باید مواظب سفیر انگلستان باشند

 در تمام جهان

مواظب بی بی سی

وگرنه سی سال عقب می افتند

اگرچه مصر فهیم

مصر بزرگ

تمام این چیزها را می داند

 

 

"من تیغ رویارو زنم ..."

شما هیچ غلطی نمی توانید کرد

نه با هزار نفر

نه با صد هزار نفر

نه حتی با یک میلیون نفر

که ما شصت میلیون نفریم

و از لج تان ساندیس های ایرانی می خریم و می خوریم

 اما به پپسی کولا رای نخواهیم داد

و هیچ نیازی به مک دونالد و کی اف سی نداریم

و هیچ نیازی به بی بی سی و صدای امریکا

شما شب را در استودیوی بی بی سی بخوابید

و صبحانه تان را در استودیوی صدای امریکا بخورید

شما برای خنده ما خوبید

گیرم که برلوسکنی فاحشه هایش را فرستاد

محملباف دوستان بازیگر امریکایی اش را

نوری زاده خواهران اسرائیلی اش را

گیرم که به نفع شیخ کروبی

خانوم هیلاری لشکر کشید

گیرم که با  دروغ

طفلان معصوم را به خیابان کشیدید

باز هم شما کمترید

نه مولای ما به شما باج خواهد داد

نه ما

حسین(ع) با یک جبهه جنگید

علی(ع) با دو جبهه

مولای ما با چهار جبهه  می جنگد

اما باکی نیست

من دیده ام پسران رهبر را یک لاقبا و ساده در میان همین مردم و دیده ام بچه های فتنه گران را سوار اسب و یله در انگلستان و دوبی و دیده ام کدام شیخ از شهرام خان پول گرفت و دختر کدام  شیخ مربی اسکی و اسب داشت و در محله لیان شانپو رای می خریدند من تمام اینها را دیده ام و فرش کهنه و ساده خانه آقا  گواه است و شام های ساده آقا را دیده بودم  در کرمان من دیده ام کدام تان راست می گویید...

**

امشب ولنتاین نازنازی هاست

بادا بادا مبارک بادا

آن روز هم عاشورا بود

و والانتیان شیخ و تو بود

شیخ و گوگوش

میر و سروش

والانتین است

شیمون پرز و نوری زاده

خانوم هیلاری و فائزه

 مریم قجر با آن یکی شیخ فتنه گر 

والانتین است و همه دست بزنند

 

جنگ ساندیس و کوکاکولاست

لطفا دست بزنید

باشد شما با شمشیرها و سلاح های عجیب غریب هالیوود بیایید

ما با همین نی ساندیس می آییم

و با همین بچه های بسیجی

و با موتورهای دو ترک و سه ترک ساخت وطن

و با همین پیرزنان و پیرمردانی که هر سپیده شما را نفرین می کنند

 

افهم یا شیخ مهدی دیروز

افهم یا شیخ مینی جوبها و گوگوشها

یا شیخ گوگوش و داریوش

تو پشیمان می شوی

و گریه خواهی کرد

روزی که دیر شده ست

به میر افهم هم نخواهم گفت

که دیر شده ست برایش ...

علی رضا قزوه

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

"طلا و مس" را اگر كسي ديگر مي ساخت چه شاهكاري مي‌شد؟

 

* سيروس مقدم/ پس از بستري شدن زهرا سادات در بيمارستان، شيطان به جلد پرستار مي رود تا اين طريق سيد رضا روحاني جوان را وسوسه كند تا با پرستار رابطه ي نامشروع برقرار كند. صورت خانم پرستار در چندين جاي فيلم شيطاني مي شود.

* تهمينه ميلاني/ زن پس از بستري شدن در بيمارستان به شوهرش توصيه مي كند از اين به بعد نان آور خانه تويي علاوه بر نگه داري بچه ها و غذا درست كردن به حوزه علميه مي روي و پاي درس حاجيه خانم مي نشيني و احاديث حقوق زنان را يادداشت مي كني. همچنين زن در بيمارستان جلساتي با زنان ديگر مي گذارد و آنها را نسبت به ظلم و ستم هاي مردان نسبت به زنان و چگونگي احقاق حقوق از دست رفته شان آگاه مي سازد...

*مهدي فخيم زاده/ به جاي زن، مرد پايش بي حس مي شود. و زهرا كماندو مجبور مي شود علاوه بر رفتن به حوزه و تدريس جودو به طلاب، مسئوليت مواظبت بچه ها و ساير امور خانه و زندگي را داشته باشد. اما كارگردان براي عدم ايجاد شبهه توانايي زن در اداره خانه، يك كارگر مرد استخدام مي كند.

* كمال تبريزي/ طلبه در يكي از روز ها دير به ملاقات همسرش در بيمارستان مي رود. بدين ترتيب به محض ورود به اتاق يك تير كمان به سرعت از كنار صورتش رد شده و به در اصابت مي كند. زهرا پس از پرتاب تير گريه كرده و به او مي گويد : مي دونستم ، هميشه پاي يك زن در ميان است!

* داريوش مهرجويي/ سيدرضا روضه خوان مجالس زنانه بالا شهر تهران است. و براي تأمين خرج پاي همسرش فقط كافي است دو تا روضه بخواند...

* بهرام بيضايي/ سيد رضا پس از اينكه مي فهمد همسرش نمي تواند روي پاهايش بايستد پيش وي مي رود سرش را در روي زانويش مي گذارد و با چشماني اشكبار به وي مي گويد: اي مونس و همنفسم اي بانوي همچو درّم! چه شده است تو را بر خيز و بيش از اين مرنجان دلم را ... زهرا نيز در پاسخ مي گويد: تو اي يگانه حاج آقاي روي زمين! پاهايم كه هيچ همه ي وجودم فداي يك قطره از اشك هاي تو. بيش از اين اشك مريز و...

* جعفر پناهي/ سيد رضا از مراحل بستري شدن زنش فيلم برداري كرده و آن را به جشنواره كن مي فرستد...

* قاسم جعفري/ زنش را با وانت رفيقش به بيمارستان مي آورد. در آنجا اجازه ملاقات را به وي نمي دهند. ناچارا در سالن منتظر مي ماند. با پرستار آشنا مي شود و در يك فرصت يك جيپ قرمز رنگ كرايه كرده و تا زمان بهبود يافتن زهرا سادات با پرستار به سفر شمال مي رود.

*فريدون جيراني/ از علت افتادن زهرا سادات در چارچوب اتاق جويا مي شود، سيد رضا مي بيند كه ساق پاي همسرش در اثر ضربات تبر چهار تكه شده و خونريزي فراوان است. سيد رضا از ناراحتي چندين بار سرش را به ديوار مي زند. سرش به طور وحشتناكي متلاشي مي شود. مغز از درون جمجمه اش بيرون ميزند و خون ها فواره مي زند و شيشه دوربين را نجس مي كند.

* اصغر فرهادي/ زهرا سادات مي افتد توي حوض خانه و گم مي شود، تا آخر فيلم هم معلوم نمي شود كه به چه سرنوشتي مبتلا شده است. * ايرج قادري/ بيماري زهرا سادات سرايت مي كند به كل بدن و فوت مي كند. سيد رضا از غصه و ناراحتي به حوزه نمي رود و دائم در خيابان ها و پارك ها قدم مي زند. تا اينكه اسير رفقاي ناباب و معتاد مي شود او مجبور مي شود براي تآمين مواد مخدر مورد نيازش وسايل خانه اش را بفروشد در صحنه هاي غمناك فيلم كارگردان نوار هاي "ابي" را يكي يكي پخش مي كند.

* بهمن قبادي/ سيد رضا و زنش مي خواهند مولودي زير زميني راه بياندازند، امّا مجوز برايشان صادر نمي شود.

*مسعود كيميايي/ دكتر در مداواي زهرا سادات كاهلي كرده و مجبور مي شوند هر دو پاي زهرا سادات را قطع كنند... سيد رضا درجه حرارتش به نقطه جوش مي رسد از يك دست فروش يك چاقو تيز و برنده مي خرد پشت عبايش قايم كرده و در اولين ملاقات با دكتر آنرا در شكمش فرو مي كند.

* عبد الرضا كاهاني/ از اوّل تا آخر دعواي سيد رضا و زهرا بوق پخش مي شود...

* عباس كيارستمي/ سيد و زنش دائم به دوربين نگاه مي كنند و همزمان موسيقي دلنواز بافتن قالي شنيده مي شود.

* رضا مير كريمي/ زن تا آخر فيلم مشكل دارد امّا نمي فهمد چه مشكلي؛ از آخر هم قهر مي‌كند.

* مازيار ميري/ زهرا سادات كه به بيمارستان مي رود كتاب اخلاقش را هم بر مي دارد و به همه گير مي دهد. سيد رضا نيز دائما با يك دستمال كاغذي يك چشمش را گرفته تا پرستار را نبيند.

* محمد رضا هنرمند/ زهرا سادات در ماكاروني هايي كه درست مي كند. خاويار و ماهي سفيد هم دارد.

* مسعود جعفري جوزاني/ در قسمت پنجاهم فيلم زهرا سادات بالا خره از بيمارستان خارج مي شود و در قسمت شصت و هشتم بافت قالي شان به اتمام مي رسد و...

*عليرضا افخمي: طلبه در بيمارستان دستانش را بالا مي برد براي دعا؛ زنش شفا پيدا مي‌كند و مريضان ديگر هم پيش وي آورده مي شوند.

* ابراهيم حاتمي كيا/ زهرا سادات هنگام بستري شدن در بيمارستان مي فهمد كه ناخواسته حامله شده است...

* محسن مخملباف/ [ . . . ]!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پرتاب ماهواره "رصد یک" در شهریور ماه

 

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با تشریح دستاوردهای فضایی محققان از پرتاب چند ماهواره در سال جاری خبر داد و گفت: ماهواره "رصد یک" با پرتابگر داخلی به عنوان اولویت نخست دستاوردهای بخش فضایی کشور در شهریور ماه همزمان با هفته دولت به فضا پرتاب می شود.

رضا تقی پور در گفتگو با مهر با بیان اینکه چندین ماهواره بومی و ملی برای سال جاری در دستور پرتاب قرار گرفته است گفت: پیش بینی می شود با وجود اتمام امور مربوطه ماهواره "رصد یک" با پرتابگر داخلی در هفته دولت به فضا پرتاب شود.

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با بیان اینکه پرتاب ماهواره های ملی به فضا مستلزم فراهم بودن مسائل مختلف است افزود: عواملی چون آماده سازی پرتابگر، شرایط جوی و ساخت ماهواره از جمله مواردی است که در صورت مهیا شدن می توان پرتاب ماهواره را عملیاتی کرد.
 
تقی پور با بیان اینکه برای ماهواره "رصد 1" تا کنون بسیاری از این عوامل انجام شده است به مهر گفت:  احتمال می رود با انجام تمامی موارد و داشتن شرایط مناسب این ماهواره به عنوان دستاورد جدید فضایی کشور در هفته دولت در مدار قرار گیرد و به فضا پرتاب شود.
 
رئیس سابق سازمان فضایی کشور اضافه کرد: پرتاب دیگر ماهواره های ایرانی از جمله ماهواره طلوع نیز در دستور کار قرار دارد که به زودی اخبار آن از سوی سازمان فضایی کشور اعلام می شود.
 
محمدعلی فرقانی معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و رئیس سازمان فضایی ایران نیز پیش از این گفته بود که چند ماهواره جدید با تلاشهای در دست انجام در نیمه دوم سال 89 رونمایی خواهند شد.
 
به گفته وی سازمان فضایی با همکاری چند دانشگاه در نیمه دوم سال جاری از نمونه مهندسی چند ماهواره رونمایی می کند که این ماهواره‌ها در کلاس ریز ماهواره قرار دارند و تمام مراحل مطالعات، طراحی و ساخت آنها توسط دانشمندان ایرانی انجام شده است.
 
به گفته فرقانی طراحی و ساخت ماهواره ‌های مخابراتی بزرگ "قائم" و "ایران ست" نیز از دیگر برنامه‌های تدوین شده است که کار طراحی و ساخت آن‌ها در سال جاری آغاز شده است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

برنامه‌ريزي بقاياي فتنه‌گران براي 18 تير

 

جريان فتنه  تصميم دارد با اندک هواداران خود در دانشگاهها در سالگرد18تير تحرکاتي داشته باشد.

به گزارش جوان آنلاين  پس از شکستهاي پي د رپي  خياباني جريان فتنه و تغيير رويکرد فتنه گران  و روي آوري به فريب کاريهاي قانون مداري و به راه انداختن جنگ رواني، فرسايشي به واسطه ريزش نيرو و انتظاراتي که جريان اصلاحات و شخص محمد خاتمي از جنبش سبز مبني بر "تغيير استراتژي به سوي گفتمان اعتراضي و انتقادي" و به وجود آوردن فرصت براي بازسازي و اثبات موجوديت وورود به حاکميت به شکل قانوني داشته است، لايه هاي اصلي اين اپوزيسيون که متشکل از منافقين، سلطنت طلبان و ساير جريانات مطرود و فراري مي باشند، با عدم پذيرش اين طرح و نافرماني از جنبش سبز تصميم گرفته است در سالگرد 18 تير با اندک هواداران تشکيلاتي خود در دانشگاه ها تحرکات اغتشاشي به راه بياندازند.

بنا براين گزارش  اين لايه‌ها، همان عناصر تندرويي هستند که تاکنون در پوشش فتنه گران سبز به غائله آفريني مي‌پرداخته‌اند و خالص ضد انقلاب محسوب مي‌شوند وهرکدام نمايندگي گروهک هاي محارب را برعهده دارند.

اين تحرکات عليرغم خواست سران فتنه و همانند لکه هاي اعتراضي 22 خرداد امسال مي باشد ، که اثبات کرد که هواداران فتنه هيچکونه تمکيني از سران فتنه نداشته اند.

کارشناسان امر برخورد شديد با اين عناصر را و جمع آوري آنها براي هميشه را تضميني براي سلامت محيط هاي دانشگاهي مي دانند و در ضمن عقبه هاي تشکيلاتي اين جريانات در داخل نيز مشخص تر خواهد شد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

برنامه‌ريزي بقاياي فتنه‌گران براي 18 تير

جريان فتنه  تصميم دارد با اندک هواداران خود در دانشگاهها در سالگرد18تير تحرکاتي داشته باشد.

به گزارش جوان آنلاين  پس از شکستهاي پي د رپي  خياباني جريان فتنه و تغيير رويکرد فتنه گران  و روي آوري به فريب کاريهاي قانون مداري و به راه انداختن جنگ رواني، فرسايشي به واسطه ريزش نيرو و انتظاراتي که جريان اصلاحات و شخص محمد خاتمي از جنبش سبز مبني بر "تغيير استراتژي به سوي گفتمان اعتراضي و انتقادي" و به وجود آوردن فرصت براي بازسازي و اثبات موجوديت وورود به حاکميت به شکل قانوني داشته است، لايه هاي اصلي اين اپوزيسيون که متشکل از منافقين، سلطنت طلبان و ساير جريانات مطرود و فراري مي باشند، با عدم پذيرش اين طرح و نافرماني از جنبش سبز تصميم گرفته است در سالگرد 18 تير با اندک هواداران تشکيلاتي خود در دانشگاه ها تحرکات اغتشاشي به راه بياندازند.

بنا براين گزارش  اين لايه‌ها، همان عناصر تندرويي هستند که تاکنون در پوشش فتنه گران سبز به غائله آفريني مي‌پرداخته‌اند و خالص ضد انقلاب محسوب مي‌شوند وهرکدام نمايندگي گروهک هاي محارب را برعهده دارند.

اين تحرکات عليرغم خواست سران فتنه و همانند لکه هاي اعتراضي 22 خرداد امسال مي باشد ، که اثبات کرد که هواداران فتنه هيچکونه تمکيني از سران فتنه نداشته اند.

کارشناسان امر برخورد شديد با اين عناصر را و جمع آوري آنها براي هميشه را تضميني براي سلامت محيط هاي دانشگاهي مي دانند و در ضمن عقبه هاي تشکيلاتي اين جريانات در داخل نيز مشخص تر خواهد شد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پاسخي به يك همكلاسي

 

آقاي علي مطهري

سلام عليكم

مكتوب شما را در اعتراض به عكس العمل نمازگزاران جمعه در سالگرد رحلت امام "ره" به سخنراني سيد حسن آقاي خميني در رسانه ها خواندم (اينجا). گرچه شما فرزند مرد بزرگي هستيد كه امام ايشان را حاصل عمر و پاره تن خود ناميد ولي از آنجا كه در مطالبي كه در يادداشتتان نوشته ايد با توهين به جمع كثيري از مومنان نماز گزار و و مقدسات آنان و رئيس جمهور قانوني كشور رعايت چنين جايگاه و منزلتي را ننموده ايد و با ياد آوري اين مثال بر گرفته از قرآن، بدون آنكه قصد شبيه سازي تاريخي داشته باشم!،  "پسر نوح با بدان بنشست /  خاندان نبوتش گم شد" ، ضمن ارئه پاسخ به مكتوب شما در راستاي دفاع از مقدسات متذكر مي شوم كه تنها فرزند بزرگان بودن براي عاقبت خير كافي نيست!

علي آقا آيا اجازه دارم به عنوان همكلاسي سالهاي دور خودم و نه فرزند شهيد بزرگوار آيت الله مطهري، من  هم شما را به كودك عزيز كرده خانواده اي تشبيه كنم كه با سوء استفاده از جايگاه والاي پدرش و خوردن نان برادر همسري رييس مجلس و. . .   بدون آنكه اندكي تأمل كند هر تهمت و ناروايي را نثارمومنان نمازگزار و مقدسات نظام و رئيس جمهور قانوني كشور مي كند و انتظار دارد مورد تشويق هم قرار بگيرد؟. خدا كند رئيس دستگاه قضا در رو دربايستي برادرشان نمانند و شما را برطبق صريح قانون به واسطه توهين هايي كه كرده ايد حداقل مورد پرسش قرار دهند و به شما بياموزند ميان حريت و انتقاد و آزادي بيان و توهين و هتاكي فاصله بسيار است.

همكلاسي قديم ! آيا براستي سيد حسن خميني كه البته به عنوان نوه امام از صميم قلب مايليم عزيز و محترم بماند در كدام صحنه انقلاب داراي سوابقي است كه حالا شما مدعي هستيد از صحنه حذف شده است؟ و آيا مي توان گفت حق اظهار نظر از مليونها مردمي كه براي اظهار نظر تريبون نماز جمعه را در اختيار ندارند، سلب شده است؟! آيا فكر نمي كنيد ملت طي ماههاي بعد از انتخابات عملا سخن سيد حسن خميني را شنيده بود ولي ايشان هيچگاه براي شنيدن پاسخ مردم در دسترس آنها نبودند و از اينرو مردم در اولين فرصتي كه ديدار ايشان برايشان ميسر گرديد پاسخ خود را به ايشان منتقل نمودند. آقاي مطهري كافي بود يك لحظه به ياد مي آورديد كه يكسال قبل مانند سالهاي قبل تر همين مردم با نهايت احترام به سخنراني نسبتا طولاني سيد حسن آقا در نمونه ديگر همين مراسم گوش دادند و به اين سرعت آنچه رخ داد را حمل بر نبود آزادي بيان نمي كرديد!

 آقاي مطهري شما در پاراگراف پاياني نوشته تان با فرضي غلط مبني بر اينكه "آقاياني اصرار به شبيه سازي حوادث امروز با حوادث صدر اسلام دارند" بي محابا به مومنان نمازگزار در روز جمعه توهين كرده ايد و آنان را به سپاهيان عمر سعد و ابن زياد تشبيه و سيدحسن خميني را در جايگاه امام حسين"ع" نشانده ايد، گرچه  به خيال خودتان با آوردن عبارت "آيا صحيح مي دانند" تلاش نموده ايد از زير بار عواقب چنين توهين بزرگي به مومنان فرار كنيد كه اميدوارم در جاي خود دادستان محترم به اين هتاكي هاي شما براي رد اين نظريه كه، اين شماييد كه كودك عزيز كرده ايد، رسيدگي عاجل بنمايند. اما آقاي مطهري اگر از عوام انتظار نباشد از شما به عنوان يك تحصيل كرده در الهيات و فلسفه انتظار مي رفت كه فهميده باشيد كساني كه در سخنانشان به افراد يا وقايعي در صدر اسلام و يا از قرآن اشاره كرده و يا مي كنند قصدشان بر خلاف نظر شما شبيه سازي برخي چهره هاي امروز در عرصه سياست با نظايرشان در صدر اسلام نيست، هرچند در برخي موارد چندان هم بي شباهت نيستند!، بلكه از نقل چنين مستندات تاريخي يا قرآني هدف ارائه نمونه هايي است كه نشان مي دهد "گذشته درخشان تضمين كننده عاقبت خير است"  را نميتوان به عنوان يك اصل هميشگي و عمومي و لا يتغير پذيرفت و يا " داشتن رابطه نسبي يا سببي با افراد بزرگ و خوش عاقبت موجب بزرگي و خوش عاقبتي است " را نيز نميشود اصل دانست كما اينكه در تاريخ اسلام بزرگاني مثل طلحه و زبير عليرغم داشتن حسن سابقه دچار عاقبت سوء شدند كه همه بايد از آن به خدا پناه ببريم. و يا اينكه خداوند در پاسخ در خواست حضرت ابراهيم براي ادامه يافتن ولايت در خانواده او مي فرمايد لاينال عهدي الظالمين. ملاحظه مي فرماييد كه اشاره به چنين مستندات تاريخي و قرآني كه نميتواند مورد انكار هيچ مسلمان معتقدي قرار گيرد، موجب ابطال اصول ساختگي و دروغيني است نظير  "گذشته درخشان تضمين كننده عاقبت خير است" و به هيچوجه شبيه سازي تاريخي مدنظر بزرگاني كه بدين مستندات استناد كرده اند نبوده است اما براستي شما اين را نفهميديد؟ يا خود را به نفهميدن زديد تا به اين بهانه به مومنان نمازگزار و امام آنان توهين فرماييد.؟ من يقين دارم شما روح پدرتان را براي چندمين بار با اظهار نظرهاي عجولانه آزرده ايد. استغفار كنيد و از مردم نيز عذر بخواهيد چرا كه مردم امروز دارند صداي شما را مي شنوند و در فرصت مناسبي كه به شما دست يابند پاسخ شما را هم خواهند داد و . . . . .

اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا

همكلاسي شما در دبيرستان علوي در سال 1351 دكتر مهدي كوچك زاده

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

متن وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره)

به دلیل سفارش آقا به جوانان بخشی از وصیت نامه امام را در وبلاگم قرار می دهم:

 

بِسْمِ اللهِ الْرَحْمنِ الْرَّحيمْ


اهميت انقلاب شکوهمند اسلامي که دستاورد ميليونها انسان ارزشمند و هزاران شهيد جاويد آن و آسيب ديدگان عزيز، اين شهيدان زنده است و مورد اميد ميليونها مسلمانان و مستضعفان جهان است، به قدري است که ارزيابي آن از عهدة قلم و بيان والاتر و برتر است.  اينجانب، روح الله موسوي خميني که از کرم عظيم خداوند متعال با همة خطايا مأيوس نيستم و زاد راه پرخطرم همان دلبستگي به کرم کريم مطلق است، به عنوان يک نفر طلبة حقير که همچون ديگر برادران ايماني اميد به اين انقلاب و بقاي دستاوردهاي آن و به ثمر رسيدن هرچه بيشتر آن دارم، به عنوان وصيت به نسل حاضر و نسلهاي عزيز آينده مطالبي هر چند تکراري عرض مي‌نمايم. و از خداوند بخشاينده مي‌خواهم که خلوص نيت در اين تذکرات عنايت فرمايد .
1-  ما مي‌دانيم  که اين انقلاب بزرگ که دست جهانخواران و ستمگران را از ايران بزرگ کوتاه کرد، با تأييدات غيبي الهي پيروز گرديد . اگر نبود دست تواناي خداوند امکان نداشت يک جمعيت 36 ميليوني با آن تبليغات ضدّ اسلامي و ضد روحاني خصوص در اين صد سال اخير و با آن تفرقه افکنيهاي بيحساب قلمداران و زبان مُزدان در مطبوعات و سخنرانيها و مجالس و محافل ضد‌اسلامي و ضد‌ملي به صورت مليّت، و آنهمه شعرها و بذله گوييها، و آنهمه مراکز عياشي و فحشا و قمار و مسکرات و مواد مخدره که همه و همه براي کشيدن نسل جوان فعال که بايد در راه پيشرفت و تعالي و ترقي ميهن عزيز خود فعاليت نمايند، به فساد و بي‌تفاوتي در پيشامدهاي خائنانه، که به دست شاه فاسد و پدر بي‌فرهنگش و دولتها و مجالس فرمايشي که از طرف سفارتخانه‌هاي قدرتمندان بر ملت تحميل مي‌شد، و از همه بدتر وضع دانشگاهها و دبيرستانها و مراکز آموزشي که مقدرات کشور به دست آنان سپرده مي‌شد، با به کار گرفتن معلمان و استادان غربزده يا شرقزدة صد‌درصد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامي بلکه ملي صحيح، با نام «مليت» و «ملي گرايي»، گرچه در بين آنان مرداني متعهد و دلسوز بودند، لکن با اقليت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان کار مثبتي نمي‌توانستند انجام دهند و با اينهمه و دهها مسائل ديگر، از آن جمله به انزوا و عزلت کشيدن روحانيان و با قدرت تبليغاتْ به انحراف فکري کشيدن بسياري از آنان، ممکن نبود اين ملت با اين وضعيت يکپارچه قيام کنند و در سرتاسر کشور با ايدة واحد و فرياد «الله اکبر» و فداکاريهاي حيرت‌آور و معجزه آسا تمام قدرتهاي داخل و خارج را کنار زده و خودْ مقدرات کشور را به دست گيرد. بنابراين شک نبايد کرد که انقلاب اسلامي ايران از همة انقلابها جدا است: هم در پيدايش و هم در کيفيت مبارزه و هم در انگيزة انقلاب و قيام. و ترديد نيست که اين يک تحفة الهي و هدية غيبي بوده که از جانب خداوند منان بر اين ملت مظلوم غارتزده عنايت شده است .
   2 - اسلام و حکومت اسلامي پديدة الهي است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تأمين مي‌کند و قدرت آن دارد که قلم سرخ بر ستمگريها و چپاولگريها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسانها را به کمال مطلوب خود برساند. و مکتبي است که برخلاف مکتبهاي غيرتوحيدي، در تمام شئون فردي و اجتماعي و مادي و معنوي و فرهنگي و سياسي و نظامي و اقتصادي دخالت و نظارت دارد و از هيچ نکته، ولو بسيار ناچيز که در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادي و معنوي نقش دارد فروگذار ننموده است؛ و موانع و مشکلات سر راه تکامل را  در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها کوشيده است. اينک که به توفيق و تأييد خداوند، جمهوري اسلامي با دست تواناي ملت متعهد پايه‌ريزي  شده، و آنچه در اين حکومت اسلامي مطرح است اسلام و احکام مترقي آن است، برملت عظيم الشأن ايران است که درتحقق محتواي آن به جميع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است، که انبياي عظام از‌ آدم ـ عليه السلام‌ـ  تا خاتم النبيين ـ صلي الله عليه وآله وسلم‌ـ در راه آن کوشش و فداکاري جانفرسا نموده‌اند و هيچ مانعي آنان را از اين فريضة بزرگ باز نداشته؛ و همچنين پس از آنان اصحاب متعهد و ائمة اسلام ـ عليهم صلوات الله ـ با کوششهاي توانفرسا تا حد نثار خون خود در حفظ آن  کوشيده‌اند. و امروز بر ملت  ايران، خصوصاً، و بر جميع مسلمانان، عموماً،  واجب است اين امانت الهي را که در ايران به طور رسمي اعلام شده و در مدتي کوتاه نتايج عظيمي به بار آورده، با تمام توان حفظ نموده و در راه ايجاد مقتضيات بقاي آن و رفع موانع و مشکلات آن کوشش نمايند. و اميد است که پرتو نور آن بر تمام کشورهاي اسلامي تابيدن گرفته و تمام دولتها و ملتها با يکديگر تفاهم در اين امر حياتي  نمايند، و دست ابرقدرتهاي عالمخوار و جنايتکاران تاريخ را تا ابد از سر مظلومان و ستمديدگان جهان کوتاه نمايند.
اينجانب که نفسهاي آخر عمر را مي‌کشم به حسب وظيفه، شطري از آنچه در حفظ و بقاي اين وديعة الهي دخالت دارد و شطري از موانع و خطرهايي که آن را تهديد مي‌کنند، براي نسل حاضر و نسلهاي آينده عرض مي‌کنم و توفيق و تأييد همگان را از درگاه پروردگار عالميان خواهانم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |